آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٤ - روايات
فرمان يابد درنوردد ١٢ خورشيد و ١٢ ماه و ١٢ مشرق و ١٢ مغرب و ١٢ بيابان و ١٢ دريا و ١٢ عالم را، گفت: چيزى در دست يمانى نماند، و ندانست چه گويد و امام هم دم فرو بست.
و از همان: بسندش از أبان بن تغلب گفت نزد امام ششم ٧ بودم كه مردى يمنى بر او در آمد و امام ٧ باو فرمود: اى برادر أهل يمن دانشمندانى داريد؟ گفت: آرى، فرمود: دانش او تا كجا ميرسد؟ گفت: در يك شب تا دو ماه پيش ميرود فال پرنده ميگيرد، و پى زنى ميكند فرمود: دانشمند مدينه از دانشمند شما داناتر است، گفت: دانش او تا كجا ميرسد؟ فرمود: در يك ساعت از روز باندازه يك سال خورشيد پيش ميرود تا طى ميكند ١٢ هزار جهان را مانند اين جهان شما كه آنان ندانند خدا آدمى آفريده، و نه ابليسى، گفت شما را ميشناسد؟ فرمود: آرى، خدا بر آنها واجب نكرده جز ولايت ما و بيزارى از دشمن ما.
١١- در محاسن: بسندش از سفيان بن عمر، گفت: من ستارهشناس بودم و آن را ميشناختم و طالع را ميفهميدم، و از آن نگران شدم، و بامام ششم ٧ شكايت بردم، فرمود: چون در دلت از بابت آن نگرانى در آمد، بنخست مستمند كه ديدى صدقهاى بده، و بگذر كه خدا عزّ و جلّ بدان دفع بلا از تو ميكند.
بيان: «من نگران ميشوم» يعنى براى نحوست ساعت از اقدام بكار نگرانم و اين دلالت دارد كه صدقه نحسى طالع را دفع ميكند.
١٢- رساله استخارات: سيّد بن طاوس: گفت: شيخ فاضل محمّد بن على ابن محمّد در كتاب كار خود باين لفظ آورده، دعاء استخاره از امام صادق ٧، پس از نماز استخاره ميگوئى: بار خدايا تو مردمى آفريدى كه پناه بطالع ستارهها و اوقات حركت و سكون و تصرف و وابستن آنها برند و مرا آفريدى بيزار از پناه بدانها و طلب خير از آنها، من يقين دارم كه تو هيچ كس را بر مواقع غيب خود