آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤ - روايات
ديگر كمك شوند، يكى بصورت آدمى است و براى روزى آدميان ميانجى است، و يكى بصورت كركس و ميانجى روزى پرندهها است، و يكى بصورت نره گاو و ميانجى روزى بهائم است، و يكى بصورت شير و ميانجى روزى درندهها است، و چون عرش را بردارند از عظمت خدا بزانو درآيند و «لا حول و لا قوة إلّا باللَّه» بآنها تلقين شود تا بروى پاهاى خود برخيزند (همه اينها در- درّ منثور ج ٥ ص ٣٤٦).
٢٧- از ميسره كه فرشتههاى حامل عرش از پرتو نور بفراز خود نتوانند نگاه كنند (درّ- منثور ج ٥ ص ٣٤٧).
٢٨- از ابن عباس كه ميان كعب يكى (منكب خ ب) از حاملان عرش تا پائين گامش پانصد سال راه است و گفت يك گام ملك الموت ميان مشرق است تا مغرب.
٢٩- از ميسره كه پاهاى حمله عرش در زمين پائينتر است و سرهاشان عرش را شكافته و سر سربزيرند و بيش از فرشتههاى آسمان هفتم ميترسند، و اهل آسمان هفتم بيش از اهل آسمان زيرش ميترسند، و آنها كه زير آنند بيشتر از آنها كه پهلوى آنها است ميترسند.
٣٠- از ابن عباس كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله نزد يارانش بيرون شد، و فرمود:
براى چه گرد هم شديد؟ گفتند گرد آمديم بياد پروردگار خود و در بزرگيش انديشه كنيم، فرمود هرگز از فكر عظمتش در نيابيد آيا بچيزى از بزرگيش شما را خبر ندهم گفته شد: چرا يا رسول اللَّه فرمود: يكى از حمله عرش بنام «اسرافيل» يك گوشه عرش را بر دوش دارد و دو پايش در زمين هفتم است، و سرش در آسمان هفتم، در نمونهاى از آفريدههاى پروردگار شما تبارك و تعالى (هر سه در- درّ منثور ج ٥ ص ٣٤٧).
٣١- از ابن عباس در تفسير قول خدا تعالى «بر ميدارند عرش پروردگارت را بالاى خود در آن روز هشتا» گفت: هشت صف فرشته كه شمارهشان را جز خدا نداند، و گفتهاند هشت فرشته كه سرشان زير عرش در آسمان هفتم است و پاهاشان