آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧١ - روايات
باشد كه صاحبش بدل نهد، اگر آسانش گيرى آسانست و اگر سختش گيرى سخت است، و اگرش چيزى نگيرى چيزى نيست.
١٢- و در (١٠٨- روضه) بسندش از امام ششم ٧ فرمود: سه چيز است كه كس از آنها رها نيست، از پيغمبر و فروتر، انديشه وسوسه آور در آفرينش فال زدن و حسد بردن جز اينكه مؤمن حسد خود را بكار نگيرد.
١٣- در خصال: بسندى كه بامام ششم ٧ رسانده فرمود: سهاند كه از آنها كسى بر كنار نيست از پيغمبر تا فروتر از او، فال زدن، حسد بردن، انديشه وسوسه آور در آفرينش.
صدوق- ره- گفته: مقصود از فال بد در اينجا اينست كه قوم انبياء بدانها فال بد ميزدند نه خود آنها كه از آن بركنارند چنانچه قوم صالح بدو گفتند «ما بتو و همراهانت فال بد زنيم، گفت فال بد شما نزد خدا است، ٤٧- النمل» و همچنان ديگران به پيغمبرانشان گفتند «راستى كه ما بشما فال بد زنيم تا آخر آيه، ١٨- يس».
و اما حسد در اينجا اينست كه حسد برده شوند نه اينكه بديگرى حسد برند چنانچه خدا فرموده «يا بلكه حسد برند بمردم بدان چه خدا از فضلش بدانها داده البته داديم بخاندان ابراهيم كتاب و حكمت و داديم بآنها ملكى عظيم، ٥٣- النساء» و اما انديشه وسوسه آور در خلق گرفتارى آنها است باهل وسوسه نه جز آن و اين چنانست كه خداوند از وليد بن مغيره مخزومى حكايت كرده است «راستى او انديشيد و اندازه گرفت، كشته باد كه چگونه اندازه گرفت، ١٨ و ١٩- المدثّر» يعنى بقرآن گفت: كه اين نيست مگر جادوئى كه واگير شده و نيست مگر گفته آدمى».
بيان: توجيه صدوق براى خبر خصال بجا است ولى در اخبار ديگرى كه خاصه و عامه روايت كردند و شامل مطالب ديگر هم هست روا نيست مگر بزور بسيار و ظاهر اينست كه منظور از طيره در آنها بدل گرفتن بدى است يا بد آوردن آنها در واقع و نخست در معصومين اظهر است كه در خاطر شريفشان درآيد و با توكل