آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٢ - روايات
آن را دفع كنند و اين با عصمت منافات ندارد، و اما در حسد ظاهر اينست كه اگر در دل باشد و اظهار نشود گناهى نيست و دور هم نيست زيرا در بيشتر مردم اختيارى نيست و شايد مقصود از آن رشك را هم شامل باشد كه در معصومين هست.
و اما تفكر در وسوسه در آفرينش دو معنا را محتمل است.
١- آنچه در انديشه آيد راجع بخالق و كيفيت خلق و از آن جمله ربط حادث بقديم، و خلق اعمال بندهها، و مسأله قضا و قدر، و انديشه در حكمت خلق بديها در عالم بىآنكه در دل بماند و شكى آرد چنانچه كلينى (ج ٢ ص ٣٢٤ كافى) بسندش از محمّد بن حمران روايت كرده كه پرسيدم امام ششم ٧ را از وسوسه، فرمود:
چيزى نيست، ميگوئى: لا اله الّا اللَّه، و بسندش از جميل بن دراج كه بامام ششم ٧ گفتم: در دلم چيزى بزرگ مىآيد، فرمود: بگو: لا اله الّا اللَّه، جميل گويد: هر وقت در دلم خاطرهاى افتاد گفتم: لا اله الّا اللَّه و دفع شد.
و در (ج ٢ ص ٤٢٥- كافى) بسندش از امام ششم ٧ كه مردى نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله آمد و گفت: يا رسول اللَّه هلاك شدم، فرمود: شيطان بدلت آمد و گفت: كى تو را آفريده؟ گفتى: خدا، بتو گفت: خدا را كه آفريده؟ آن مرد گفت: آرى بخدائى كه تو را بحق فرستاده همچنين بود، فرمود: بخدا اين محض ايمانست، ابن ابى عمير گويد: اين را براى عبد الرحمن بن حجاج باز گفتم و او گفت: امام ششم بمن فرمود رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله همانا مقصودش از اينكه «اين محض ايمانست» براى رفع نگرانى هلاكت او بوده از اين كه در دلش افتاده.
و عامّه در صحاح خود روايت كردند كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله پرسش شد از وسوسه؟ فرمود «آن محض ايمانست» و در روايت ديگريست كه شيطان در بر يكى از شما آيد و گويد: چه كسى چنين و چنان را آفريده تا آنجا كه گويد چه كسى پروردگار ترا آفريده، و چون باينجا رسد بايد بخدا پناه برد و باز ايستاد.
٢- مقصود از خلق مخلوق باشد و تفكر در وسوسه در دل گذراندن عيوب