آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣ - روايات
و ديگرى گفته: گمان برى عرش تو نابود نشود و دگرگون نگردد، يعنى پادشاهى تو.
و خدا تعالى گزارش وصفكننده ملكه سباء را داده است كه: هر چيز باو داده شده و عرش بزرگى دارد (٢٣- النمل) يعنى پادشاهى بزرگى دارد، و عرش خدا هم ملك او است و استوارى بر آن استيلاء بر آنست و عرب استيلاء را استوارى گويد، و شاعر گفته:
|
استوار شد بشر بر عراق |
بىشمشير و خونريزى |
|
يعنى مستولى شد بر عراق، و اما عرشى كه ملائكه برداشتهاند برخى از ملك خدا است و خدا آن را در آسمان هفتم آفريد، و فرشتهها را به برداشت آن به عبادت و تعظيم واداشته چنانچه در زمين خانهاى آفريده و آدمى را بتوجه بدان و زيارت و حج و تعظيمش بپرستش كشانيده، و در حديث آمده كه خدا تعالى خانهاى زير عرش آفريده، و بيت المعمور نامش كرده، و فرشتهها هر سال بدان حج كنند.
و در آسمان چهارم خانهاى بنام ضراح آفريده و فرشتهها را بحج و تعظيم و طواف گرد آن بعبادت گرفته، و خانه كعبه را در زمين برابرش ساخته و از امام صادق ٧ روايت شده كه فرمود: اگر سنگى از عرش فروافتد بر پشت بيت المعمور آيد و اگر از بيت المعمور فروافتد بر پشت بام خانه كعبه آيد، خدا براى خود عرشى نيافريده كه وطن خود سازد، خدا برتر است از آن، ولى عرشى آفريده و بخود وابسته براى گرامى بودن و بزرگ داشتنش، و فرشتهها را به حملش بعبادت واداشته، چنانچه در زمين خانهاى آفريده، نه براى خود براى نشيمن خود تعالى اللَّه عن ذلك، بلكه آن را براى خلقش آفريده و بخود وابسته تا گرامى شود و بزرگ باشد و مردم را بزيارت و حج بر آن بعبادت گرفته.
و اما عرش بمعنى علم بحسب لغت مجاز است نه حقيقت، و وجهى ندارد كه قول خدا تعالى الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى معنى كنيم كه علم را در بر دارد، و