آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٩ - روايات
دارد، ولى دلالت ندارد كه بررسى و تعليم و تعلم و استخراج احكام از آن براى ديگران جائز است، و شايد اين هم آزمايشى بوده چون داستان هاروت و ماروت[١].
٦١- در فقيه بسندش از عبد الملك بن اعين كه بامام ششم ٧ گفتم: گرفتار اين علم شدم و چون طالع بد بينم براى حاجتى بنشينم و بدنبال آن نروم و چون طالع نيك بينم بروم، فرمود: حكم ميكنى طبق طالع؟ گفتم آرى، فرمود: كتابهايت را بسوز.
در دعوات راوندى هم آن را آورده.
بيان: «تقضى» بمعنى اينكه حكم ميكنى در آينده و پيشگوئى ميكنى يا حكم ميكنى كه ستاره اثر دارد يا طالع اثر دارد يا باين معنى كه در طالع خوب حاجتت برآورده مىشود؟ و معنى يكم اظهر است نزد من، و اين خبريست معتبر و دلالت دارد بر اينكه اخبار باحكام نجوم، و اعتقاد بسعادت نجوم و طالع حرامست و احتراز از آن لازمست.
٦٢- در فقيه: از ابن ابى عمير كه من طالع بين بودم و مايه نگرانى من بود و بامام هفتم ٧ شكايت بردم فرمود: براى رفع نگرانى بنخست مستمند صدقه بده و دنبال كارت برو كه خدا عز و جل از تو دفع كند.
در النجوم همان را از ابن ابى عمير روايت كرده و گفته، از كتاب تجمل هم اين روايت رسيده سپس گفته اگر در شيعه نبود عارف بعلم نجوم جز ابن ابى عمير همين بس بود در صحت و مباح بودنش، زيرا او از خاصان أئمه و حجج است در عقائد و روايات آنان.
بيان: گويم: اين روايت را برقى در محاسن از ابن ابى عمير از ابن اذينه از سفيان بن عمر نقل كرده و معلوم مىشود عارف بنجوم ابن ابى عمير نيست و شخص
[١] بفرض صحت روايت ممكن است امام ٧ اين افسانه را از ديگران نقل كرده باشد باقتضاى مصلحتى و راوى آن را واقع پنداشته و مؤيد آنست روايت( ٢٦) باب از امام رضا ٧( پاورقى ص ٢٧١)