آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩١ - روايات
راستى هر كدام آنها گماشتهاند و در فرمان ديگرى، چون بندههائى واداشته و باز داشته، و اگر قديم و ازلى بودند، از حالى بحالى دگرگون نميشدند.
گفت: در علم نجوم چه فرمائى؟ فرمود: آن دانشى است كم سود و پر زيان زيرا جلو مقدر را نگيرد و از ناگوارى پرهيز ندهد، اگر منجم ببلائى خبر دهد از قضايش رهائى نبخشد، اگر بخيرى گزارش دهد، نتواند در آن شتاب ورزد، و اگر بدو بدى رسد، دفعش نتواند، منجم با علم خدا در مبارزه است كه پندارد قضاى خدا را از خلقش ميگرداند.
٤- در مجالس صدوق بسندش از عبد اللَّه بن عوف بن احمر گويد: چون امير المؤمنين ٧ خواست بسوى نهروان برود منجمى آمد و گفت: يا امير المؤمنين در اين ساعت مرو، سه ساعت از روز گذشته برو، امير المؤمنين ٧ فرمود: چرا؟
گفت: اگر در اين ساعت بروى بتو و يارانت آزار و زيان سختى ميرسد، و اگر در آن ساعت كه گفتم بروى پيروز ميشوى و بهر چه خواهى ميرسى.
امير المؤمنين ٧ فرمود: ميدانى در شكم اين چهارپا چيست؟ نر است يا ماده؟ گفت: اگر بررسى كنم ميدانم، فرمود: هر كه اين گفته تو را باور كند قرآن را دروغ شمرده كه خدا فرموده «البته نزد خدا است علم بساعت و فرو فرستد باران را، و ميداند در رحمها چيست، و هيچ كس نداند كه فردا چه بدست مىآورد و هيچ كس نداند بكدام سرزمين ميميرد، و خدا دانا و آگاه است، ٢٤- لقمان» محمّد هم آنچه تو دعوى ميكنى دعوى نميكرد.
آيا تو پندارى ميدانى ساعتى را كه در آن برود بدى نبيند و ساعتى را كه هر كه در آن برود بدى كشد، هر كه تو را در اين گفته باور كند از يارى جستن بخدا عزّ و جلّ در اين باره بىنياز شود، و بتو نيازمندتر گردد در دفع بدى از خود، و شايدش كه تو را بجاى خدا سپاس گويد، و هر كه تو را در اين باره باور دارد تو را در برابر خدا همتا و ضدّ او گرفته، سپس فرمود: بار خدايا فالى نيست جز فال تو، و زيانى نيست جز زيان تو، و خيرى نيست جز خير تو، و معبودى