آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٨ - روايات
مريخ بنهايت بلندى رسد و زحل بنهايت فرود، و مريخ بتابد و گرما سخت شود تا آخر تابستان و آغاز پائيز كه زحل آغاز برآمدن كند و مريخ آغاز فرود و پيوسته هر درجهاى زحل برآيد مريخ فروتر آيد تا مريخ بنهايت فرود رسد و زحل بنهايت ارتفاع و زحل بتابد و آغاز زمستان شود و پايان تابستان (پائيز خ ب) و از اين رو سرما سخت شود و همچنين اين دو در بالا شدن و فرو شدن رقابت دارند، و اگر در تابستان روز سردى باشد اثر ماه است و اگر در زمستان روز گرمى باشد از خورشيد است، اينست تقدير عزيز عليم، و منم بنده پروردگار جهانيان.
بيان: بر ناظران در اين خبر اشكالى رخ داده از اين رو كه حركت مخصوص زحل و مريخ موافق هم نيستند و مطابق حركت خورشيد هم نيستند و نه با فصول حاصله از آن بهيچ وجه، و در حلّ اين اشكال بنظر آمد كه گرمى يك كوكب و سردى ديگرى خاصيت آنست نه اثر چگونگى آن از قبيل تاثيرات ناقصى كه بكواكب نسبت دهند از نظر وضع آنها، و هر كدام از دو كوكب را تدويرى باشد كه در آن بالا و پائين شوند و ارتفاع مريخ تا حدى اثر بخش در گرما است يا نشانه آنست و ارتفاعش در برابر انحطاط زحل است از نظر تدوير آن و فروشدنش تا اندازهاى سرما را كم كند يا نشانه آن باشد از اين رو هوا در تابستان گرم شود و در زمستان بعكس آنست.
و دليلى بر امتناع اين فرضيه نيست، چنانچه گويند قوت و ارتفاع ماه مؤثر است و يا نشانه است براى فزودن سرما و رطوبت، و افلاك جزئى بسيارى ثابت كردند براى هر سيارهاى بمقصد ضبط حركات آنها و با آن هم بر آنها اشكالات بىحلّى وارد است، و ضرر ندارد كه ما براى حلّ اين خبر منسوب بامام ٧ فلكى ثابت كنيم.
قوله «فيجلو المريخ» در بيشتر نسخههاى كافى چنين است از جلاء بمعنى بيرون شدن از جايى يعنى آغاز برآمدن كند يا از جلاء بمعنى تابيدن و روشن شدن و در برخى نسخهها بجاى آن (فيعلو پس بالا رود) است در هر دو جا و در كتاب النجوم «فيلحق پس برسد» و هر دو تعبير مناسب است و شايد