آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٠ - دنباله و تفصيل خوب اقوال فقهاء شيعه در باره ستارهشناسى و پيشگوئى بدان
اتفاقى نيست و هميشه است.
و دليل ديگر بر فساد عقيده منجمان پيشگوئيهاى طرفه برخى غيبگوها است كه نه ستاره شناسند و نه هرگز در آن بررسى كردهاند، شخصى را معروف بشغرانى ما خود ديديم كه نميتوانست اسطرلاب طالع را بدست گيرد و هرگز در زيج و تقويم نگاه نكرده بود ولى باهوش و حاضر جواب و پيشگو و بسيار درستگو بود و نهايت در پرده بردارى از رازها استاد بود، يك روز جمعى نزد من بودند و ميخواستيم براى مقصدى بجائى برويم، يكى از جمع از او مقصد ما را پرسيد، و بىطالع گرفتن و تقويم ديدن از آن جهتى كه مقصد ما بود خبر داد.
آنگه رو بهر يك از آن جمع كرد و از بسيارى شرح حال و اغراض او خبر داد، و بيكى از آن ميانه گفت: كسى بتو وعدهاى داده كه بتو ميرساند و دلخواه تو است، و در آستين تو دليل بر آن وجود دارد، و حاجتت برآورده است، و دست بآستينش برد و آنچه در آن بود درآورد، و آن مرد شرمگين شد و اخم كرد و تلاش كرد كه مردم بر آنچه در آستين دارد آگاه نشوند، ولى سودى نداشت و حاضران در كشف آن همدست شدند و آن برگهاى بسيارى بود كه يكى حواله سر ضرابخانه بود از طرف معاون وزير آن زمان، ما از درست گوئى او تعجب كرديم يكى از دوستان ميگفت پيشگوئيهاى درست شغرانى دليل بر بطلان احكام نجوم است.
و يك روز اين داستان را با منجمى در ميان نهاديم و او گفت: بعقيده منجمان سبب پيشگوئى غير منجم اينست كه بطالع ستاره پيشگوئى زاده، من گفتم شايد بطلميوس و هر منجم پيشگوى درست هم بطالع آن ستاره باشند، و اگر جاهلى پيشگو مىشود بواسطه طالع خود چه نيازيست بعلم نجوم، زيرا سببش همان طالع زايش است و بررسى علم نجوم بيهوده و بازيست و اگر طالع ولادت كسى را پيشگو كند بايد گفت شاعر شيوا، و صنعتگر ماهر و جز آنها هم از اثر طالع بمقام خود رسيدند نه از رنج در آموزش و اين سخن مايه بسى نادانيها است.