آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦ - روايات
ملكوتى كه ببرگزيدههايش نموده، و بخليل خود وانموده و فرموده: «و همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را تا باشد از موقنان، ٧٥- الانعام» چگونه حاملان عرش خدا را بردارند با اينكه او دلشان را زنده كرده و بمعرفتش آنها را رهبرى نموده.
توضيح: جاثليق لقب رئيس نصارى بوده در بلاد اسلام و در شهر بغداد فيروزآبادى گفته است «تا از جا بدر نشوند» يعنى نخواست كه نابود و باطل شوند، و يا آنها را نگهداشت از اين كه نابود شوند، و اين دليل است كه بقاء ممكن نياز دارد به مؤثر ... «به من بگو از قول او» شايد توهّم منافات كرده از دو راه:
١- حاملان عرش هشتند و تو گوئى خدا تنها حامل آنست.
٢- چون آن هشت عرش خدا را بردارند و او را هم برداشتهاند زيرا او بر عرش است و گفتى او است حامل هر چه جز خود. «خدا آن را از چهار نور آفريده» افهام در معنى اين انوار كه از رازهاى پيچيدهاند سرگردانند و چند توجيه كردهاند:
١- مقصود جواهر قدسيه عقليهاند كه وسائط فيض خدايند، و رنگهاشان كنايه از سبب اختلافهاى رباعى اين جهانست كه محسوس است چون عناصر، اخلاط و اجناس جانداران يعنى انسان، بهائم، درندهها و طيور و مراتب وجود انسان كه طبع، نفس حساس، نفس متخيّله و عقل است، اجناس مولدات كه معدن، گياه حيوان و انسانست.
٢- اين انوار براى بيان قرب و بعد از نور الانوار است، نور سپيد نزديكتر است، نور سبز دورتر كه گويا تيرگى دارد و سرخ ميانه است و ميان هر دو نورى از اين چهار نورهاى ديگر است چون رنگ صبح و شفق كه اختلافشان براى نزديكى و دورى بخورشيد است.
٣- انوار رمز صفات خدا است، سبز قدرت اوست بر آفرينش و فيض بخشى ارواح كه چشمههاى زندگى و منابع سبزيند و سرخ خشم و قهر او است بعذاب و نابود