آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٤ - تفسير
ثابته كه در گذرگاه ثوابت نيستند در يك فلك جزء ماه باشند كه حركتى برابر حركت ثوابت دارد، زيرا فلاسفه افلاك جزئيه را هر كدام براى رفع اشكالى در تنظيم حركات كواكب ثابت كردهاند، و با اين حال اشكالات لا ينحلى هم دارند، و مانع نيست از اثبات يك فلك ديگر براى تطبيق آيات و اخبار بر آن بطورى كه مخالف با قواعد تخمينى آنها نباشد، و با شرطى كه ذكر شد اعتراض هم از جهت وقوع انكساف نسبت ببرخى ثوابت لازم نيايد.
٣- آنچه بنظر قاصر رسيده، و آن اينست كه هشت فلكى كه براى همه كواكب اثبات كردند يك فلك محسوب شوند بنام سماء دنيا و شش فلك بىستاره ديگر هم باشد كه بشود هفت آسمان، چنانچه براى هر ستاره سيّاره افلاك جزئى چندى ثابت كنند و همه را يك فلك كلى نامند، و اين با اصول آنها منافات ندارد گرچه خلاف اصطلاح آنها است، و آن هم باكى ندارد، برخى فلاسفه قديم هم معتقد بودند كه ثوابت همه در فلك ماه ميباشند.
بليناس حكيم در كتاب «علل الأشياء» گفته: هفت آسمان در درون يك ديگرند، و هر كدام يك ستاره دارند جز آسمان ماه كه ستارههايش از هم پاشيده و تيكه تيكه شده بواسطه بادهاى فراوانى كه با آن آميخته و از زمين بالا رفته و در جاى ديگر گفته: امّا آسمان دنيا راستش ستارههايش تيكه تيكه شدند، چون رخنهها و پايهها برداشته و ستارهها بدان پايهها چرخيدهاند. در باب ذكر فرشتهها گفته: ساكنان روحانى فلك قمر، پر مهر و كم شرّند حيوان دوست و گياه پرورند و پيوسته در شادى آدميزاده كوشايند و بدانها پيوستهاند. و براى اينست كه گاهى بديدرس آنها آيند و دوستانه با آنها سخن گويند با مهر و الفت و آنها بر آسمان تسلّط دارند و آن را از شيطانك و فرزندانش نگهدارند تا از فرشتههاى والاى روحانى پيوسته بفلك خورشيد سخن دزدى نكنند، زيرا فرشتههاى گماشته بخورشيد هنگام بر آمدن آفتاب همه چيزى كه آن روز در جهان رخ ميدهد ميدانند، و شيطانك و فرزندانش آنچه را بدانها وحى مىشود ميدزدند و فرشتههاى فلك قمر ستارهها را