آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٦ - تفسير
را دارد و لفظ «في» بمعنى «الى» است چنانچه خدا فرموده «بدارتان زنم در تنه خرما» و مقصود اينست كه بر تنه خرما.
٢- ممكن است خدا از بيماريش باو خبر داده بنشانه طلوع ستاره يا مقارنه آن و چون ابراهيم نگاه كرده آن نشانه را ديده و از وحى خدا گفته من بيمارم.
٣- جمعى گفتهاند هر كه مردنى است پيوسته بيمار است و تشبيه زندگى كه دنبالش مرگ است به بيمارى بسيار تشبيه خوبيست.
٤- مقصود بيمارى دل او است بر اثر اصرار قوم او بپرستش بتها كه نه بشنوند و نه بنگرند، و نظر او در ستارهها انديشه در اينست كه آنها خود پديد شده و در تدبير و تصرف مدبّرى هستند و عجب است كه خردمندان آنها را بپرستند و خدا دانند و يا منظور از نگاهش بستاره بيان حال انديشمندى او است زيرا انديشمندگاه سر بزير است و گاه سر بآسمان و گفته شده مقصود از نجوم در اينجا گياهان بيسابقه است كه از زمين برآيند چنانچه گويند (نجم قرن الظبى شاخ آهو برآمد، و يا نجم ثدى المرأة پستان زن برآمده» و باز هم بيان حال انديشمندى او است.
و گفتهاند مقصود از نجوم همان پديدههاى انديشه او است در خداشناسى و اين معنا گرچه محتمل است ولى خلاف ظاهر است، زيرا ظاهر لفظ نجوم همان ستارههاى آسمانست، نه پديدههاى زمين و انديشه، ابو مسلم اصفهانى گفته: مقصود از اينكه گفته «نگاه كرد در ستارهها» همان نظر در ماه و خورشيد است كه در آغاز گمان برد معبودند، چنانچه خدا در سوره انعام داستانش را آورده، و چون غروبشان را دليل گرفت كه حادثند و قديم نيستند و معبود نتوانند بود، گفت من بيمارم يعنى يقين ندارم و بدانش درمان نشوم، و شك را بيمارى گويند چنانچه علم را شفاء خوانند سپس بر آن اعتراض كرده كه مخالف سياق سائر آياتست (پايان خلاصه كلامش) ميگويم: ممكن است گفت حرمت ستارهشناسى بر پيغمبران و امامان كه بدرستى آن را ميدانند معلوم نيست و همانا بر ديگران حرامست براى آنكه احاطه