آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩ - تفسير
ابن ابراهيم بيايد.
«سپس بر عرش استوار شد» برخى عرش را در اينجا به معنى پادشاهى تفسير كرده، قفال گفته: عرش نزد عرب تختى است كه پادشاهان بر آن نشينند، و كنايه آرند از خود پادشاهى و گويند: عرش او كاست يعنى پادشاهى او، و گفتهاند: بر عرش استوار شد و ملكش پايدار شد، و برخى عرش را جسم بزرگتر دانسته و استواء را بمعنى استيلاء گرفته چنانچه گذشت و رازى در (ج ٤ ص ٧٨٢) تفسيرش گفته: مسلمانان همه گويند بالاى آسمانها جسم بزرگى است كه عرش است ولى در مقصود از عرش در اينجا اختلاف دارند، أبو مسلم گفته مقصود اين است كه چون خدا آسمان و زمين را آفريد، هموار كرد و آنها را برافراشت، و هر ساختمانى را عرش گويند و سازندهاش عرش ساز و خدا هم فرموده: و از آنچه مىعرشند يعنى ميسازند (النحل- ٦٨) و استواء بر عرش چيرهگى بر آنست، و مشهور ميان مفسّران آنست كه مقصود از عرش همان جسم عظيم است كه در آسمانست، و گفتهاند: مقصود همان ملك است و ملك خدا تعالى همه آفريدههاى اويند كه پس از آفرينش آسمانها و زمين پيدا شدند و آوردن (سپس) در اينجا درست است و خلاصه مقصود اينست كه بعالم اجسام بقهر و قدرت و تدبير و حفظ تسلّط يافت و هر چه از فراز عرش تا نشيب زمين است در حفظ و تدبير و نياز باو است.
«بپرس از آن آگاهى را» طبرسى- ره- در (ج ٧ ص ١٧٦ مجمع) گفته آگاه همان خدا تعالى يا محمّد ٦ است يا مقصود اين است كه بپرس از آگاهى تا تو را بحقيقت وصفش خبر دهد.
«آنان كه عرش را برداشتهاند» طبرسى- ره- در (ج ٨ ص ٥١٥ مجمع) گفته: اين خود عبادت و فرمانبردارى خداست «و كسانى كه گرد آنند» فرشتههاى طوافگر بر عرشند كه كروبيان و بزرگان فرشتههايند «تسبيح گويند بسپاس پروردگارشان» يعنى او را پاك شمارند از آنچه اين ستيزهجويان وصف او شمارند