آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٧ - روايات
طبق از اين و يك طبق از آن تا چون هفت طبقه شد جامهاى از ماه بر آن پوشاند و از اين رو ماه خنكتر از خورشيد شد.
در علل (ج ٢ ص ٢٦٣) و در خصال (١٠) بسندش از محمّد بن مسلم مانند آن را آورده.
توضيح: «تا هفت طبقه شد» بسا كه مقصود اينست كه طبقه هفتم آتش بود و چون طبقههاى آتش بيش بود گرمتر است، و محتمل است كه طبقه هشتمى از آتش دارد كه گرمتر شده، اين دو احتمال در ماه هم هست، و بسا كه خلق آنها از خود آتش و آب باشد و يا از جوهرى شبيه آنها كه لطيف است، و برهانى وجود ندارد كه در فلكيات عنصرى وجود ندارد، با اينكه شرح در موارد بسيارى بوجود آن دلالت دارد[١].
٦- در احتجاج (٨٣) بسندش از امام ششم ٧ كه فرمود: چون خدا ماه را آفريد بر آن نوشت (لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، علىّ امير المؤمنين) و آنست آن سياهى كه مينگريد در چهره ماه[٢] ٧- در خصال (١٥٧) بسندش از عبد اللَّه بن عمر كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله در مرض موتش فرمود: برادرم را نزد من بخوانيد، و فرستاد نزد على ٧ و بر او وارد شد و هر دو رو به ديوار كردند، و جامهاى بر سر كشيدند و آن حضرت با وى راز گفت و مردم همه پشت در خانه گرد هم بودند، و چون على ٧ بيرون آمد مردى باو گفت پيغمبر خدا با تو راز گفت؟ فرمود: آرى هزار باب دانش با من راز گفت
[١] و امروزه بخوبى روشن شده كه ستارهها از عناصر هستند و جسمى جز آنها نيستند، و جسم اثيرى كه فلاسفه قديم براى سماويات گفته بودند صرف توهمى بوده است( شرح مترجم).
[٢] شايد مقصود اينست كه نظام هستى دلالت دارد بوجود خداى يگانه و نظام بشرى هم دلالت دارد بوجود پيغمبرى كه آنها را رهنمائى كند و بقاء شريعت انبياء نياز دارد بوجود امام معصوم پس از آنها( خلاصه پاورقى ص ١٥٦).