آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٨ - روايات
كوچكى بجستجوى فهم معانى بلند است يا منظور تاديب او است كه نبايد رنج بخود دهد براى فهم امورى كه دانستن آنها وظيفه او نيست، در نهايه (ج ٣ ص ١٠٤) گفته:
عضل يعنى سخت و از آنست حديث عمر «پناه برم بخدا از هر معضلهاى كه أبو الحسن ندارد» يعنى مسألههاى سخت و پيشامدهاى ناهموار و مقصودش از أبو الحسن علىّ بن أبى طالب ٧ است.
در برخى نسخهها كلمه «بعد أن» نيست و بهر تقدير بسا كه ٥ هزار از همان ٧٠ هزار باشند يا جز آنها باشند و اگر چه معنى دوم بنا بر نسخه اول اظهر است «ميان اينكه بكشند و هل دهند» يعنى اين هفتاد هزار دو دستهاند يك دسته از جلو ميكشند و دسته ديگر از پس هل ميدهند، و بنا بر نسخه ديگر معنا اينست كه ٧٠ هزار از جلو ميكشند و ٥ هزار از پس او هل ميدهند، و بر هر دو وجه بسا كه مقصود از كشش آن حركت روزانه تند است بر خلاف حركت خاصه خورشيد به پيروى حركت فلك اطلس كه شب و روز آورد و مقصود از حركت دفع حركت فلك خود خورشيد است بتوالى بروج كه كند است و در سال يك دوره است و حاصل اين است كه چون خورشيد برآيد ٧٠ هزار فرشته آن را بحركت يوميه سوى مغرب كشند ولى ٥ هزار فرشته هم به پرتوش چسبيدند و بسوى مشرقش باز كشند بحركت خاص او و خورشيد باندازه فزونى اين دو حركت بسمت مغرب پيش ميرود تا بميانه آسمان ميرسد.
«تا از روزن بگذرد» بسا تفسير بدائره نيم روز شده «فرشته نورش وارو سازد» بسا تفسير شده كه چون خورشيد بسوى بالا رود آن رويش كه بمشرق است زير آن رويست كه بمغرب است و چون از دائره نيم روز بمغرب سرازير گردد وارو شود و روى شرقيش بسوى بالا گرايد و وارو نمايد، و نهان نيست كه بنا بر اين كلام كم سود و توضيح واضح است با اينكه وارو شدن او مانعى ندارد، و بسا مقصود از فلك جوّ جوّ فلك است يعنى ميان آسمان چهارم و پنجم.
سپس چند اعتراض باين اخبار وارد است: