آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩١ - اخبار
كه ديدگاهش هوا است، و گفتهاند مقصود از جوّ هوا و فضاى ميان آسمانها است كه بوسيله آنها واداشته است و بسا همان بعد موهوم يا موجودى باشد كه جاى فلك است و محدود و مضبوط بوجود آسمانها است، و ممكن است كه وصف فرودگاه و دنبال آن براى سقف و جوّ هر دو باشند كه بهم پيوستهاند و يكى شمرده شدند چون هر دو محل في الجمله محل اين آثار و اجرامند و جولانگاه اختران گردنده.
ابن ميثم گفته: مقصود از جوّ آسمانست و فرودگاه شب و روز است براى آنكه خورشيد را با خود بروى زمين مىآورد و شب نهان مىشود و از آن ميبرد و روز نهان مىشود، و چون فرودگاه هر دو است، و گفتهاند: غيضه بمعنى بيشه است كه پر از درخت است و گويا فلك بيشهايست كه در آن درخت شب و روز ميرويد، كيدرى گفته: مغيض كنايه از كوتاه و بلند شدن شب و روز است در فصول سال بر اثر حركت خورشيد.
و گفته: جو مكفوف هوا است كه آسمان مرز آنست و جوّ ميان آسمان و زمين است و چنانست كه جلوش از تجاوز بسته شده، ابو عمرو گفته: جوّ وادى پهناور است و هر چيز گردى هم كفّه است بكسر كاف، و مقصود هوا است كه حلقه است و گرد چون درون فلك است كه شكل كره دارد، يا مقصود از جوّ فلك پهناور است و مكفوف يعنى كفه دار زيرا كفه كهكشان و اختران بر آنست، يا مقصود از مكفوف چرخ سخت آفرينش و بركنار از خلل و شكاف است، چون «چمدان بسته» (پايان).
ابن ميثم گفته: هر كه خواهد معنى گفته آن حضرت «ديدنى و ناديدنى» را خوب بفهمد شبانه آتشى خرد در بيابان هنگام تابستان بيافروزد، و بنگرد چه جانوران ناشناسى از انواع جانداران عجيب الخلقه گرد آن آيند كه او و جز او آنها را نديده، من گويم بسا مقصود از (ناديدنى) آن باشد كه بديد در نيايد براى ريزى آن مانند اتم) و يا لطافتش مانند پرى و فرشته.