آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٠ - اخبار
اگر چنين بود در تابستان و زمستان بايد مختلف شود، و گفتهاند: ستارههاى خرديست كه نزديك هم و اندر هم شدهاند و ممتاز نميشوند در ديد آدمى و از بس در هم شدند و ريزند بمانند تيكههاى ابر نمودار شدند و اين نزديكترين وجوه است بباور[١].
١٥- در علل محمّد بن علىّ بن ابراهيم، معنى آسمان اينست كه بالا است، و معنى زمين اينست كه پائين است[٢] ١٦- در نهج (ج ١ ص ٣١٨- ٣١٩) فرمود: بار خدايا پروردگار سقف بلند، و فضاى خوددار، آنچه فرودگاه شب و روزش ساختى، و روانگاه خورشيد و ماه و جاى رفت و آمد اختران گردنده، و نمودى ساكنانش را گروهى از فرشتههايت خسته نشوند از پرستشت، و پروردگار اين زمين كه آن را پايگاه مردم ساختى و گردشگاه خزندهها و چهارپايان، و آنچه شماره نشوند از ديدنى و ناديدنى، و پروردگار كوههاى لنگر مانند كه آنها را ميخهاى زمين ساختى، و پشتيبان آفريدهها.
بيان: سقف مرفوع آسمانست، جوّ هوا است و ميان آسمان و زمين كه بهم پيوسته است و بعضى جوّ مكفوف را هم بآسمان تفسير كرده و ظاهر اينست كه همان هواء ميان آسمان و زمين است كه محدود بآسمان شده و در دعاء آمده «و بسته هوا را بآسمان» غاض الماء: فرو كشيد و كم شد، و آسمان فرودگاه شب و روز و خورشيد و ماه است كه در آن نهان شوند، و اگر به هوا تفسير شود براى آنست
[١] چنانچه در پاورقى ٧٥ بيان شد كهكشان مركز جهان ماده است و در آن تيكههاى ملياردى از مه و ماده متراكم و شمارههاى مليونى از ستارههاى نارس و رسيده وجود دارد و مادر همه اختران آسمانست كه از آن بفضاء برآيند و تاثير آن در طوفان شايد براى فشارى بوده كه به مواد مه نماى خود وارد ساخته و آنها را آب كرده و بسوى زمين سرازير شدند و طوفان را بوجود آوردند( شرح مترجم).
[٢] و اين دليل روشنى است بر تفسيرى كه براى آسمان نموديم( شرح مترجم)