آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٠ - روايات
در نيمه زمستان و بهار سال برميگردد بمدارات پائيز و تابستان، و در نيمه تابستان و پائيز سال برميگردد بمدارات بهار و زمستان كه نيمه ديگر سال است، اين را خوب حفظ كن از بدائع صنعت خدا است.
٣- در توحيد (٢٠٣) و در مجالس صدوق بسندش از أبى ذر غفارى، گفت دست پيغمبر را داشتم و باهم راه ميرفتيم، و پيوسته بخورشيد نگريستيم تا فرو شد گفتم: يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و اله كجا فرو مىشود؟ فرمود: در آسمان، و از آسمانى بآسمانى برآيد تا آسمان هفتم و تا زير عرش، و بسجده افتد و فرشتههاى گماشته بر آن هم بسجده افتند، سپس گويد: پروردگارا ميفرمائى از كجا برآيم از مغربم يا از مشرقم؟ و اينست مقصود خدا «و خورشيد روانست تا قرارگاهش اينست تقدير عزيز دانا» ٣٨ يس» مقصود صنع پروردگار عزيز است در ملك خود با خلقش.
فرمود: جبرئيلش پوششى پرتوين از نور عرش باندازه ساعات بلند يا كوتاه روز در تابستان و زمستان يا ميان آنها در پائيز و بهار بياورد، فرمود: آن پوشش را بپوشد چنانچه يكى از شماها جامه خود را پوشد، سپس او را در فضاى آسمان آرند تا از مطلع خود برآيد پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود: گويا پندارمش سه شب باز داشت شود و فرمان يابد كه از مغربش برآيد، و اينست قول خدا عزّ و جلّ إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ.
و ماه هم در مشرق و جريان در افق آسمان و در مغرب خود و برآمدن بآسمان هفتم و سجده كردن زير عرش چنين است و جبرئيل جامهاى از نور كرسى برايش آورد، و اينست قول خدا عزّ و جلّ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً، أبو ذر گفت: سپس با رسول خدا ٦ گوشهاى رفتيم و نماز مغرب را خوانديم[١].
[١] اين روايت و مانند آن تمثيل است براى اشاره باينكه خورشيد و ماه دو آفريده خدايند و رشته هستى آنها بمقام بالا پيوسته است و در هر روز و بلكه در هر ساعت پرتو و نور خود را از سرچشمه هستى واجب الوجود دريافت ميكنند و خود از خود چيزى ندارند و چون بندهاى فرمانگزارند( از پاورقى ص ١٤٥- ١٤٦ بطور خلاصه).