آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٥ - روايات
- تا آخر دعاء- بيان: «آفريده شب و روز را بنيرويش» يعنى پديد آورد و اندازه گرفت خورشيد را خوب پرتو افكن نمود تا بر پرتو اختران ديگر چيره شد، و هوا را تار نمود و پذيراى پرتوگيرى، و زمين را سخت و پرتو گير و پرتو باز ده، خورشيد را گرد زمين چرخاند، و ببرآمدنش روز آمد و بفروشدنش در افق يا برفتن سرخى خاوريش شب آمد، شب را پيش گفت چون شرعاً و عرفاً پيش است چنانچه دانستى براى آنكه تاريكى نيستى و يا هستى نما است و بر وجود روشنى تقدم دارد، يا به پيروى از بيشتر آيات قرآن «آنها را بقدرتش از هم جدا ساخت» از نظر صورت و خاصيت و اثر.
و گفتهاند: مقصود اينست كه خدا هر شب و روز سال خورشيدى را در هر جاى زمين اندازه معينى نموده كه هرگز كم و بيش نشوند و از هم نگيرند، و از هم جدايند، و بهم مخلوط نشوند، ولى ممكن است اين معنا از عبارت بعد استفاده شود.
قدرت، نيروى آفرينش است از روى اختيار و قوت بمعنى قدرت آمده و بمعنى حالتى كه مصدر كارهاى سخت باشد، يا پديد شدن امرى يا سبب آن مانند قواى ناطقه و بينائى و شنوائى و مانند آنها ...
«فرو برد هر كدام را در ديگرى و فرو برد ديگرى را در آن» اين دو معنا دارد.
١- آمدن شب و روز بدنبال هم.
٢- فزون شدن يكى و كاستن ديگرى در مناطق جنوبى و شمالى خط استواء.
و در اينجا اعتراض شده كه جمله دوم تكرار است و مقصود از همان جمله يكم استفاده مىشود و چه فائدهاى دارد و بچند وجه جواب داده شده.
١- شيخ بهائى- ره- گفته: مقصود تنبيه بر امر مستغربى است و آن حصول