آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٥ - روايات
داريم، و همچنين سائر ستارهها، و آن را نوء گفتند، چون بسقوط يكى در مغرب ديگرى در مشرق برآيد، و نائى هر چيزيست كه بسنگينى برخيزد و خدا فرمود «سنگين بار ميكرد شتران نيرومند را» ٧٦- القصص».
٤- و از همان: بسندى كه به پيغمبر رسيده، كه غدقن كرد از ذبائح پرى، و ذبائح پرى اينست كه خانه بخرد، يا چشمه درآورد و مانند آن و براى دفع فال بد، حيوانى ذبح كند.
أبو عبيده گفته: مقصود اينست كه نگران بودند و فال بد ميزدند كه اگر ذبحى نكنند و قربانى نگذرانند جن بآنها آفت رساند، و پيغمبر اين نگرانى را ابطال كرده.
٥- و فرمود صلى اللَّه عليه و اله در نياورند معيوب را بر تندرست يعنى كسى كه شترش گر شده يا دردمند گرديده آن را داخل شترهاى تندرست نكند، أبو عبيده گفته: براى آنكه- و اللَّه أعلم- ترس دارد خدا شتران تندرست را هم دردمند كند و صاحبش گمان برد كه دردمندها بدو سرايت كرده، و گنهكار شود.
٦- در خصال (١٠٥): بسندش از على ٧ كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود:
چهار چيز پيوسته در امّتم باشند تا روز قيامت، فخر بخاندان، و طعن در نژاد، و بارانجوئى بستارهها، و نوحهگرى (الخبر).
٧- در الخرائج: روايت است كه در جنگ تبوك مردم تشنه شدند، و گفتند يا رسول اللَّه كاش دعا ميكردى خدا ما را سيراب ميكرد، دعا كرد، و رودخانهها روان شدند، و ناگاه مردمى كه لب رود ايستاده بودند ميگفتند: ما بنوء ذراع يا نوء چنانى باران يافتيم، رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: بنگريد تا چه ميگويند؟ خالد گفت: گردنهاشان را بزنم؟ رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: چنين ميگويند و ميدانند كه خدا باران فرود آورده.
بيان: دلالت دارد كه اين گفته حرام يا مكروه است و سبب كفر نيست