آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٤ - روايات
بلكه آن و تجعلون شكركم أنكم تكذبوناست.
بيان: جزرى در نهايه (ج ٢- ص ١٧٨) گفته: در حديث است كه ٣ كار از جاهليت است، طعن در نسب، نوحهگرى و أنواء، ذكر نوء و أنواء در حديث مكرر شده، و از آنست «ما باران يافتيم به نوء چنانى» و انواء ٢٨ منزل ماه است كه هر شبى در يكى از آنها است، و خدا فرموده: «براى ماه منازلى مقدر كرديم» در هر ١٣ شب يك منزلى هنگام طلوع فجر غروب ميكند و ديگرى در برابرش از مشرق برميآيد، و در يك دوره سال همه گردش ميكنند، و عرب ميپنداشتند كه با غروب يك منزل و طلوع رقيبش يك بارانيست و آن را بدان وامىبستند و ميگفتند باران ما به برآمدن فلان ستاره است از منازل ماه، و همانا نوءش خواندند براى آنكه ستاره ديگر از مشرق برآيد و برپا خيزد يا آنكه آن يكى فرو رود و أبو عبيده گفته نوء را بمعنى سقوط جز در اينجا نيافتيم.
و پيغمبر انواء را سخت غدقن كرد براى آنكه عرب آن را باران ده ميدانستند و كسى كه باران را از خدا شناسد و نوء را نشانه آن داند جائز است، يعنى گويد خدا در اين اوقات باران ميدهد (پايان) و ابن العربى هم اين معنا را تأييد كرده، نووى گفته نشانه دانستن آن هم مكروه است زيرا شعار كفر و نمونه آنست.
٣- در معانى الاخبار (٣٢٦) بسند خود از امام باقر ٧ روايت كرده كه سه چيز از عادات جاهليت است فخر بنسب، طعن در حسب، و باران خواستن بانواء.
صدوق- ره- گفته: بسندى كه جمعى دانشمندان گفتهاند انواء ٢٨ ستارهاند كه مطالع آنها در دوره سال از چهار فصل معروف است در هر ١٣ شب يكى غروب كند و ديگرى در برابرش طلوع كند، و هر دو معلوم و نامدارند و در يك سال بگردند و باز ستاره نخست با سال نو برآيد، و عرب ميگفتند چون ستاره از آنها غروب كند و ديگرى برآيد ناچار باران و بادى بيايد، و هر بارانى را وابسته بدان ستاره دانستند كه غروب كرده و ميگفتند ما بنوء ثريا، و يا دبران، و يا سماك باران