آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٠ - اخبار
٣٩- درّ منثور (ج ١ ص ٦٩) و از ابن جبير است كه هر قل نوشت به معاويه و گفت: اگر در ميان آنان چيزى از نبوت بجا مانده است بمن پاسخ دهند از آنچه ميپرسم، و نوشت و پرسيد از كهكشان، و از رنگين كمان، و از جايى كه جز يك ساعت خورشيد بر آن نتابيده است، گويد: چون نامه بمعاويه رسيد بهمراه پيك گفت: گمان نميكردم كه تا امروز كسى اين پرسش را از من بكند، كى ميتواند پاسخ آن را بدهد؟ گفتند: ابن عباس، معاويه نامه را پيچيد و نزد ابن عباس فرستاد و او در جواب نوشت: اما رنگين كمان امان مردم زمين است از غرق، و كهكشان در آسمانست كه از آن شكافته و اما آنجا كه جز يك ساعت آفتاب بر آن نتابيده دريائيست كه براى بنى اسرائيل باز شد تا از آن گذشتند.
٤٠- (درّ منثور ج ٤ ص ٣١٧) از ابى صالح در تفسير قول خدا «هر دو بسته بودند و آنها را گشوديم» فرمود: يك آسمان بود و گشوده شد و هفت آسمان شد، و يك زمين بود از آن هفت زمين برگشاد.
٤١- (درّمنثور ..) و از حسن و قتاده هر دو با هم بسته بودند و خدا با اين هوا ميان آنها را جدا كرد.
٤٢- (درّ منثور ..) و از ابن جبير كه آسمانها و زمينها بسته بودند و بهم چسبيده و چون خدا آسمان را بالا برد و دورش كرد از زمين گويا آن را گشود كه خدا ياد كرده است.
٤٣- (درّ منثور ..) و از ابن عباس در تفسير قول خدا «سوگند بآسمان ذات حبك» گفت: مقصود زيبائى و استوارى آنست.
٤٤- و باز از او روايت است كه مقصود: داراى خرمى و زيبائى است و اينكه ساختمانش چون تگرگ بهم پيوسته است.
٤٥- (درّ منثور ..) در روايت ديگريست از او كه راهها دارد و خلق نيكو.