آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٣ - تفسير
را منكسف كند، و ماه زير همه است چون همه را منكسف سازد.
و امّا انحصار افلاك به نه و اينكه كمتر از آن نيستند قطعى است نزد بيشتر فلاسفه، و محقق طوسى گفته- ره- كه ممكن است همه افلاك هشت باشند آنجا كه در تذكره گفته: وابسته بودن يكى از دو حركت نخست (حركت شبانه روزى و حركت ثوابت) بمجموع افلاك تا هشت فلك باشند مانعى ندارد ولى آن را نگفتهاند، صاحب تحفه گفته: من از استاد خودم شنيدم اين احتمال محقق طوسى بنا بر آنست كه مجموع هشت فلك نفسى داشته باشند و فلك هشتم نفسى ديگر، و دائره بروج دو منطقه هر دو بر محدب فلك هشتم باشند.
من گفتم: بنا بر اين ممكن است كه افلاك كلى تنها هفت باشند و ثوابت در ممثل زحل ميخكوب باشند، و دوائر بروج هم بر محدب آن فرض شوند و بحركت سريع آن بچرخند نه حركت كندش، و هر هفت يك نفس عمومى داشته باشند كه آن را بحركت شبانهروزى بچرخاند، و نفس ديگرى از آن ممثل زحل باشد و آن را بحركت كند ثوابت بچرخاند، و نفس مخصوص دومى هم از آن خارج مركز زحل باشد و او را بحركت مخصوص زحل بچرخاند، و شش فلك ديگر بحال خود باشند، و آن را آفرين گفت: و مرا ستود (پايان) محقق دوانى گفته: رواست كه فلك كلى همان دو تا باشند باين كه همه فلكهاى خارج مركز بجز خارج مركز ماه در ثخن يك ممثل باشند، و سطوحى كه فلاسفه ميان ممثلها ثابت ميدانند نباشند مگر ميان اين ممثل كلى و ممثل فلك ماه و فلك كلى تنها دو تا باشد (پايان).
اين گفتگوها از نظر كمى شماره افلاك است ولى از نظر فزونى بر نه دليل قطعى نيست، زيرا محتمل است هر ستاره ثابت يا هر گروهى از آنها يك فلك جداگانه داشته باشند، يا فلكهاى بىستاره فراوانى وجود داشته باشند، اينست آنچه در اين باب گفتهاند.
اكنون برگرديم بدان چه مناسب كتاب است و ميگوئيم ممكن است أكثر كواكب