آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢١ - تفسير
خورشيد، سپس خورشيد را آفريد و دليل آن ساخت و چرخيدنش را رهنمون آن نمود، سپس آن را خرده خرده برگيريم تا روز قيامت كه همه برچيده شوند و نه سايه ماند و نه سايه انداز، اين دو وجه را بيضاوى و ديگر مفسران ذكر كردهاند ٣- مقصود از ظل روح است چون عالم ارواح را عالم ظلال خوانند، يا چون پيرو بدنست يا براى آنكه جسمى است لطيف يا بقول بعضى مجرد و «اگر خواست ساكنش كرد» و آن را مربوط بجسد نميساخت و خورشيد خدا است كه خورشيد جهان هستى است و دليل ممكنات است بوجود و هر كمال و قبضش گرفتن آن است خرده خرده تا آنكه صاحبش بميرد.
٤- مقصود از ظل پيغمبران و اوصيائند كه ظل اللَّهاند و پيرو اراده او، و سايه رحمتش بر بندگانش «و اگر خواست آنها را ساكن كرد» و بمردم نفرستاد «و سپس خورشيد» يعنى خورشيد وجود را دليل و رهنماى آنان ساخت تا بكمال رسيدند و بعالم قدس گرائيدند.
٥- مقصود از سايهها اعيان ثابته است و حقائق امكانيه بپندار صوفيان و مدّ آن عبارت از فيض اقدس است يعنى ماهيّات را ساخته و از فيض مقدس كه خورشيد هستى است بآنها افاضه وجود نموده، و هر آنى آن را برگرفته و نمونه تازهاى آورده چنانچه بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ را هم به همين معنا تأويل كردهاند، و بسا كه ظل را تأويل بعالم مثال كنند بر مذاق حكماء الهى، اينها احتمالات اين آيه متشابه است كه جز خدا و راسخون در علم آن را ندانند علىّ بن ابراهيم در (٣٦٦) تفسير قمى آن را بسايه ميان سپيده دم تا آفتابزدن تفسير كرده.
«او است كه شب را جامه نموده» طبرسى- ره- (ج ٧ ص ١٤٠) تفسير خود گفته: يعنى پرده نموده براى پوشاندن هر چيز مانند جامه كه پوشش تن است و اين براى آنست كه ما آسوده باشيم و از رنج كار برهيم «و خواب را سبات نموده» يعنى آسايش تن و دست برداشتن از كار كه تن بيكار شده و جان دارد «و روز نشور» است يعنى تن با بيدارى زنده مىشود و بدنبال كار ميرود.