آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٨ - روايات
و بلند آب شوند، و پريان و آدميان از نور خدا بسوزند گفت راست گفتى يا محمّد (اختصاص، ٢٧) ٥٩- در برخى كتب است از امام چهارم ٧ كه نمونه همه آفريدهها در عرش باشند.
٦٠- در المتهجد: ضمن دعاء شب جمعه است بار خدايا پروردگار نور بزرگ و پروردگار كرسى پهناور و پروردگار عرش بزرگ و پروردگار درياى جوشان (تا آخر دعاء).
٦١- در تعقيب نماز أمير المؤمنين است ٧: از تو خواهم بنام تو كه بدان آفريدى عرشت را آنكه كس نداند چيست جز خودت- تا گويد- و بخوانمت خدايا بنامت كه از آن ساكنان آسمانهايت بلرزند، و عرشت پايدار شد- تا گويد- و از تو خواهم بنامت كه حاملان عرشت تو را با آن خواندند و گامهاشان استوار شد، و عرشت را بدان نام بر آنها بار كردى خدايا آنكه نداندش فرشتهاى مقرّب و نه حامل عرش تو و نه كرسيت جز آنكه خودت او را آموختى.
٦٢- در بيان التنزيل ابن شهرآشوب: از امام صادق ٧ است كه فاصله ميان دو پايه عرش مسافت ده هزار سال پرش پرنده است (٢٧- الاختصاص)[١]
[١] بهترين تفسير عرش و كرسى همانست كه در خبر حنان شماره ٥٢ است و عرش جهش وجود همه موجوداتست از وجود خدا كه بر آن استوار شده پس از آفرينش جهان و كرسى پرش وجود و تعلق آنست بهمه ممكنات و اين هر دو يك حقيقت هستند و دو تعبير دارند از نظر مقام ثبوت و اثبات و از نظر ارتباط بواجب الوجود و همه موجودات ديگر و عظمت و وسعت آن كه در حديث شماره ٥٤ و ٥٥ بيان شده شرح وسعت دستگاه آفرينش است كه امروزه ميلياردها منظومه شمسى در فضا كشف شده با فاصلههاى ميلياردها سال نورى كه بسيار بيشتر از آنست كه در آن اخبار بيان شده و در آن زمان تعبير ديگرى ميسر نبوده.
و شايد تعبير از حاملان عرش بصورت گوزن اشاره به كهكشانها باشد كه نمودار شاخ گرهدار گوزنند و قائمههاى عرش همان منظومههاى شمسى پراكنده در فضاى لا يتناهى باشد كه در آن عصر براى فهم مردم تعبيرى جز آن ميسر نبوده است و همه اخبار راجع به عرش و كرسى همين معنا را دارند و بسيارى از تعبيرات مثل و نمونه است چنانچه در روايت چنان بيان شده( شرح مترجم)