ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٤٤ - مجلس چهارم پنجشنبه ٥ شوال ٤٠٤
ميان پيكر رسول خدا ٦ و مردم ايستاد و اين آيه را خواند: إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً «خداوند و فرشتگان او بر پيامبر درود مىفرستند، اى مؤمنان شما هم بر آن حضرت درود فرستيد و بطور شايستهاى سلام دهيد». مردم نيز همين آيه را مىخواندند (و صلوات مىفرستادند).
سپس آن حضرت فرمود: نماز بر رسول خدا ٦ بهمين صورت بود.
٦- حسن بن زياد گويد: وقتى كه زيد بن على بن الحسين بكوفه وارد شد (آنگاه كه در روزگار دولت هشام بن عبد الملك اموى بر حكومت وقت خروج كرده بود) مطالبى در دلم خطور كرد. از اين رو بسوى مكّه بيرون شدم، و از مدينه گذر نموده، خدمت امام صادق ٧ رسيدم. حضرت بيمار بود و بر تختى به پشت خوابيده و شديدا نحيف و لاغر گشته بود. عرض كردم: ميل دارم دين خود را بر شما عرضه كنم. امام بر پهلو بغلطيد و نگاهى بمن انداخت و فرمود: حسن! تو را بىنياز از اين كار مىدانم. سپس فرمود: بگو، گفتم: «گواهى مىدهم كه معبودى جز اللَّه نيست، و محمّد ٦ رسول خدا است». فرمود: من نيز همين را گويم. گفتم: من بآنچه كه محمد بن عبد اللَّه ٦ از جانب خداوند آورده اقرار