ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٩٨ - مجلس چهل و يكم شنبه ده شب از ماه رمضان سال ٤١١ باقيمانده
رسيد، كه در آن مرا در برابر اين تبعيد دعوت به صبر نموده، و از پروردگارت- جلّ اسمه- مسألت نمودهاى كه بدان سبب نام مرا بلند گرداند، و خداى متعال بر چندين برابر ساختن پاداش، و رساندن فضل و بخشش، و افزونى دادن بسبب احسانى كه مىكند قادر و تواناست. چه خوب بود چنين كارى را كه ابن زبير در بارهام مرتكب شد دشمنترين مخلوقات خدا با من مىكرد، و من آن را بحساب حسنات خود مىگذاشتم و باين اميد بودم كه بدان سبب به خشنودى پروردگارم نائل آيم.
برادرم! راستى كه دينا پشت كرده، و آخرت نزديك شده و سايه افكنده است، پس بكار نيك بپرداز، خداوند ما و تو را از جمله كسانى قرار دهد كه در پنهان از او مىترسند، و براى خرسندى او در پنهان و آشكار كار مىكنند كه او بر هر چيزى تواناست».
٤- هشام بن حسّان گويد: پس از آنكه با امام حسن مجتبى ٧ براى حكومت بيعت شد از آن حضرت شنيدم كه براى مردم سخنرانى كرد و فرمود: ما حزب پيروز خداوند، و خاندان نزديك پيامبر خدا، و خانواده پاك و پاكيزه او، و