ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٦٦ - مجلس بيست و هشتم دوشنبه ٩ رمضان المبارك ٤٠٩
چند به من داد و فرمود: مطالب آن را بنويس كه اين دعاى جدّم على بن الحسين زين العابدين ٨ در امور مهمّ و بزرگ است. من آن را عينا به همان صورت نوشتم، و هرگز چيزى مرا به رنج و مشقّت نيفكند و فكرم را مشغول نساخت جز اينكه آن دعا را خواندم و خداوند غم و اندوه و گرفتارى مرا برطرف ساخت و خواستهام را بر آورد. و آن دعا اين است: (دعاى ٤٨ صحيفه سجاديه) «خداوندا هدايتم كردى، من غافل شدم، و پندم دادى من دل سخت شدم، و بخششهاى جميل و زيبا بمن نمودى من نافرمانى نمودم، و خطاهاى مرا بمن شناساندى من در گناه اصرار ورزيدم، سپس بگناهانم پى بردم و آمرزش طلبيدم و تو نيز گذشت نمودى، دوباره بگناه بازگشتم و تو پوشاندى. خداى من! پس سپاس از آن توست، در وادى هلاكت بار خود پا نهادم، و به درّههاى تباه ساز خويش فرو رفتم، و با ورودم در اين وادىها در معرض خشم و مؤاخذه، و با فرو رفتنم، در اين درّهها در معرض عقوبات و كيفرهاى تو قرار گرفتم، و با اين حال واسطهام براى آشتى با تو توحيد است، و دستاويزم همين است كه شريكى برايت نياورده، و معبودى در كنارت نگرفتهام. از خودم بسوى تو گريختهام، و البتّه كه گنهكار بسوى تو مىگريزد، و تو پناه كسى هستى كه بهره خويش را تباه ساخته است.
خداى من سپاس از آن توست، بسا دشمنى كه تيغ كينش بر سرم