ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٥٨ - مجلس ششم چهارشنبه ١٩ شوال ٤٠٤
دانشاند، خداوند از هر آشوب سياه و تاريكى نجاتشان بخشد. گويا صاحب شما (مهدى موعود) را مىبينم كه بر فراز شهر نجف پشت شهر كوفه[١] بر آمده و خود را آشكار نموده و در ميان سيصد و اندى مرد كه جبرئيل از طرف راست و ميكائيل در سمت چپ و اسرافيل در پيش روى اويند، و پرچم رسول خدا ٦ را بدست گرفته و آن را گشوده است، آن پرچم را بر هيچ قومى فرود نياورد مگر اينكه خدا- عزّ و جلّ- آنان را هلاك گرداند.
٦- عبد اللَّه بن عبّاس گويد: در ايّام بيمارى رسول خدا ٦ كه به رحلت حضرتش انجاميد علىّ بن ابى طالب و عبّاس بن عبد المطّلب و فضل بن عبّاس بر آن حضرت داخل شدند و گفتند: يا رسول اللَّه، مردان و زنان انصار در مسجد گرد آمده و همگى بر شما گريه مىكنند. فرمود: از براى چه مىگريند؟
گفتند: از مرگ شما، فرمود: دست خود را بمن دهيد (تا بكمك شما از جاى برخيزم). حضرت با پتوئى كه بخود پيچيده و دستمالى كه به سر مبارك بسته بود
[١] كوفان: موضعان أحدهما اسم للكوفة و الآخر قرية بهراة، و المراد هنا الاول.