ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٩٦ - مجلس نهم شنبه ٢٩ همان ماه
زمينم حقى بر عهده من است، نزد من فرود آى تا به خدمت تو و يارانت كمر بندم و چهار پايان خود را از علفهاى اينجا بخوران و جزء ماليات من حساب كن.
اشتر در خانه وى فرود آمد و او به رفع نيازهاى مالك و يارانش همّت گماشت، و خوراكى را كه با عسل مسموم آغشته بود به نزد مالك برد، و چون مالك از آن بخورد او را در جا كشت. خبر به معاويه رسيد، وى مردم شام را جمع كرد و گفت: مژده باد شما را كه خداى تعالى دعايتان را اجابت نمود، و شر مالك را از شما باز داشت و او را كشت، همگى با شنيدن اين خبر مسرور شده و به هم مژده مىدادند.
چون خبر شهادت اشتر به امير المؤمنين ٧ رسيد آهى بركشيد و بسيار افسوس خورد و فرمود: آفرين خدا بر مالك كه هر چه داشت از او بود، او اگر از كوه بود البتّه بزرگترين ستون و صخره آن بود، و اگر از سنگ بود همانا سنگ سختى بود، مالكا! راستى كه بخدا سوگند مرگ تو جهانى را ويران ساخت، و مويه كنان بر چون توئى بايد مويه سر دهند. سپس فرمود:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، و الحمد للَّه ربّ العالمين
«ما همه از خدائيم و به سوى او باز خواهيم گشت، و