ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٨٢ - مجلس سى و نهم شنبه ١٣ رمضان المبارك ٤١١
دوست ما پيمان دوستى ما را گرفته، و در لوح محفوظ نام دشمن ما را ثبت نموده است. ما برگزيدگان خداييم، و آن دسته از ما كه پيشتر به حوض كوثر رسند بر انبياء نيز پيشى گيرند.
٥- منهال بن عمرو گويد: مردى از بنى تميم برايم باز گفت: ما در ذى قار (كه جنگ جمل در آنجا واقع شد) در ركاب امير المؤمنين بوديم و گمان داشتيم كه امروز از روى زمين برچيده و ربوده مىگرديم (يعنى دشمنان بر ما پيروز مىشوند و ما را مىبلعند)، و از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود: بخدا سوگند بر اين فرقه پيروز مىشويم، و اين دو مرد- يعنى طلحه و زبير- را مىكشيم، و سپاه آن دو را ريشه كن مىسازيم.
من نزد عبد اللَّه بن عبّاس رفتم و گفتم: به پسر عمويت و اين گفتارش نمىنگرى؟ گفت: شتاب مكن ببينيم چه مىشود؟ پس چون كار بصريان رسيد بآنجا كه رسيد نزد ابن عبّاس رفته و گفتم: نمىبينم پسر عموى تو را جز آنكه در سخنش راست گفت. ابن عبّاس گفت: اى واى! ما با ياران محمّد ٦ چنين