ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٤٨ - مجلس شانزدهم شنبه ١٠ شعبان ٤٠٧
كردند: آن را حرام مىدانيد؟ فرمود: نه، امّا مىترسم دلم خواستار آن شود و بدنبالش بروم. سپس اين آيه را تلاوت نمود: «شما بهرههاى پاكيزه خود را در زندگانى دنياى خود برديد و از تمامى آنها بهرهور گشتيد».
٣- معروف بن خرّبوذ گفت: از ابا عبيد اللَّه مولاى عبّاس شنيدم كه براى امام باقر ٧ نقل مىكرد كه از ابو سعيد خدرى شنيدم مىگفت: آخرين خطبهاى كه رسول خدا ٦ براى ما خواند خطبهاى بود كه در همان مرضى كه با آن از دنيا رفت براى ما ايراد فرمود، آن حضرت در حالى كه بر دست علىّ بن ابى طالب و آزاد كردهاش ميمونه تكيه كرده بود بيرون شد و بر منبر نشست، سپس فرمود: مردم! من در ميان شما دو چيز گرانمايه بيادگار مىگذارم- و ساكت شد-، مردى برخاست و گفت: اى رسول خدا اين دو چيز گرانمايه چيست؟ حضرت چنان غضبناك شد كه رنگ چهره مباركش سرخ گرديد، سپس خشمش فرو نشست و فرمود: من اين را نگفتم جز اينكه مىخواستم شما را بدان خبر دهم لكن نفسم تنگ آمد و نتوانستم؛ يكى از آن دو ريسمانى است كه يك طرفش بخداوند متّصل است و طرف ديگرش در دسترس شماست، شما در باره آن چنين و چنان