ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٩٢ - مجلس چهلم چهارشنبه ٢٤ رمضان المبارك ٤١١
ملحق گردم. سپس ياد آور روزگاران و كارهاى آن دو شد، و گريست، آنگاه اين شعر را گفت (ترجمه):
«دوستانم! از خواب برخيزيد كه دير زمانى است خفتهايد، مىپندارم كه شما هنوز جبران كمخوابيها را نكردهايد».
«مگر نمىدانيد كه من در سمعان تنها ماندهام، و جز شما دو نفر كسى از دوستانم برايم در اينجا نيست؟».
«شبهائى دراز بر سر قبر شما مىمانم و هرگز نمىروم، تا پرنده روح شما پاسخم گويد (و شما زنده شويد و جواب مرا دهيد)».
«در طول زندگانى خود پيوسته بر شما مىگريم، ولى با اين همه ناله چه چيزى بر نالهكننده بر شما باز مىگردد؟».
«گويا شما دو نفر و مرگ نزديكترين چيز بروح من در قبرم هستيد، همان مرگى كه دامنگير شما نيز شد».
«و اگر مىشد كه جانى سپر جانى ديگرى شود، من جان خود را مىدادم كه فداى شما گردم».
٨- علىّ بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر از پدرش از جدّش