ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٤٨ - مجلس بيست و ششم دوشنبه ٢ رمضان المبارك ٤٠٩
«اى مردم هر كه من مولاى اويم پس على مولاى اوست». و اگر شما از آنان نسبت بدان چه كه در آنند شايستهترى پس براى چه ولايت آنها را بپذيريم؟ امير المؤمنين ٧ فرمود: اى عبد الرّحمن همانا خداى متعال پيامبر خود ٦ را به نزد خود برد و من در آن روز نسبت بمردم از شايستگى خود باين لباسم شايستهتر بودم، و همانا از جانب پيامبر خدا ٦ بمن سفارشى شده بود كه اگر مرا مسخّر خود نموديد، بخاطر اطاعت از خدا اقرار كنم و بپذيرم. و همانا نخستين چيزى كه پس از آن حضرت (يا پس از غصب خلافت) از حقّمان كاسته و ضايع شد و ابطال حقّ ما در خمس بود، و پس چون كار ما سست گشت چوپانى چند از قريش در ما طمع ورزيدند. و همانا مرا حقّى بر مردم است كه اگر بدون درخواست و درگيرى بمن بازگردانند مىپذيرم و بانجامش برخيزم و آن تا مدّت معلومى ادامه خواهد يافت، و من بسان مردى هستم كه از مردم در مدّت معيّنى طلبى دارد، اگر در پرداخت مال او تسريع كنند آن را بگيرد و سپاسشان گويد؛ و اگر به تأخير اندازند بالأخره آن را مىستاند بدون اينكه ديگر مورد سپاس قرار گيرند، و مانند مردى باشم كه راه سهولت و نرمى را پيش گيرد امّا در نظر مردم بسان حيوان چموشى جلوه مىكند.
جز اين نيست كه هميشه حقّ از اين راه شناخته مىشود كه طرفداران