ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٨٩ - مجلس نهم شنبه ٢٩ همان ماه
كه گفت: جبرئيل ٧ بر پيامبر ٦ فرمود آمد و گفت: خداوند تو را دستور فرمود كه در يك سخنرانى براى يارانت فضيلت و برترى علىّ بن ابى طالب ٧ را بيان كنى تا آن را از جانب توبه آيندگان خود برسانند، و البتّه تمامى فرشتگان را دستور داده كه به آنچه مذكور ميدارى گوش فرا دارند؛ واى محمّد خداوند به تو وحى فرستاده كه هر كس در باره او با تو مخالفت ورزد در آتش خواهد بود، و هر كس در اين زمينه تو را فرمان برد بهشت را داراست. پس پيامبر ٦ جارچى را فرمود تا صدا زد: همگى جمع شويد. همه جمع شدند، پيامبر بيرون شد و بر منبر برآمد، و اوّل سخنى كه گفت اين بود: از شيطان رانده شده به خدا پناه مىبرم، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، سپس فرمود: اى مردم منم بشارت دهنده، و منم ترساننده، و منم پيامبر امّى، من از سوى خدا پيامى دارم در باره آنكه گوشتش از گوشت من و خونش از خون من است، و او گنجينه علم من است، و او كسى است كه خداوند وى را از ميان اين امّت برگزيده و انتخاب نموده و دوست خود گرفته و هدايتش فرموده است، و من و او را از يك سرشت آفريده، پس مرا به رسالت برترى داده و او را به تبليغ از جانب من افزونى بخشيده است، مرا شهر علم قرار