ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٨٧ - مجلس چهلم چهارشنبه ٢٤ رمضان المبارك ٤١١
سودى بمن رساند]. فرمود: دوستم رسول خدا ٦ برايم باز گفت: «كه من و شيعيانم كه چهره آنان از سپيدى مىدرخشد سيراب سيراب بر سر حوض كوثر وارد مىشويم، و دشمنان ما با روئى سياه عطاشان و لب تشنه وارد مىگردند» اين را بگير كه نمونهاى از خروار است، تو با آن كسى هستى كه دوستش دارى، و براى توست آنچه بدست آوردهاى، مرا رها كن اى برادر همدانى. سپس داخل دار الإمارة شد.
٥- حارث بن حصيره گويد: گروهى از ياران امير المؤمنين ٧ برايم گفتند كه روزى آن حضرت فرمود: قبيله غنى و باهله- و چند قبيله ديگرى را كه نامشان برد- نزد من فراخوانيد تا سهميّه خود را بگيرند، سوگند بآن كسى كه دانه را شكافت و جانداران را آفريد آنان هيچ بهرهاى از اسلام ندارند، و من در جايگاه خودم سر حوض كوثر و مقام محمود (مقام شفاعت) گواهى مىدهم كه اينان دشمنانى بودند در دنيا و آخرت، و چنان قبيله غنى را كيفر دهم كه قبيله باهله (از ترس) خود را خراب كند، و اگر حكومتم پا بگيرد همانا قبائلى را به