ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٦٩ - مجلس سى و هشتم شنبه ٢٤ رمضان المبارك ٤١٠
نيست، همانا پروردگار تو در كمينگاه است».
راوى گويد: سپس حضرت ساكت شد[١]، و ديدم كه مردم همه متحيّر مانده، انگشت تحيّر بدهان بردهاند، و ديدم پيرمردى بقدرى گريست كه ريش او از اشك چشمش تر شد و اين شعر را گفت (ترجمه):
«پيرانشان بهترين پيراناند، و نسل آنان بهنگام بر شمارى نسل و اولاد بگونهاى است كه هرگز به پستى و خوارى نمىگرايد».
٩- ابراهيم بن داحه گويد: نخستين شعرى كه در رثاء و نوحهگرى براى حسين بن على عليهما السّلام سروده شد گفتار عقبة بن عمرو سهمى از بنى سهم بن عوف بن غالب است كه:
«اگر بنا باشد كه در زندگانى دنيا چشم روشن باشد ولى شما در دنيا در خوف و بيم بسر بريد آن چشم هرگز روشن مباد».
«بر مزار حسين در كربلا گذر كردم، و اشك فراوانى از ديدهام جارى گشت».
[١] در احتجاج طبرسى وارد است:« حضرت سجّاد٧ بآن حضرت فرمود: عمّه! ساكت باش، كه از گذشته براى آينده بايد عبرت آموخت، و تو- خدا را شكر- عالمى بدون معلّم، و فهيمى بدون استادى، راستى كه گريه و ناله آن كس را كه روزگار از دست برده بازنگرداند، پس حضرت ساكت شد.