ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٨٣ - مجلس سى و نهم شنبه ١٣ رمضان المبارك ٤١١
مىگفتيم كه آن حضرت هشتاد عهد و سفارش بدو نموده كه يكى از آنها را بكسى جز او نفرموده است، و شايد اين مطلب از آن جمله عهود باشد.
٦- ابو عبد اللَّه برقى گويد: شخصى كه از حنان بن سدير شنيده بود برايم باز گفت كه او مىگفت: رسول خدا ٦ را در خواب ديدم و طبقى كه با حولهاى سر آن پوشيده شده بود در جلو حضرت قرار داشت، نزديك رفتم و سلام كردم، حضرت جواب سلام فرمود: سپس حوله را از روى طبق كنار زد ديدم طبق خرما است، و حضرت شروع كرد از آن ميل كردن. نزديك رفتم و عرضكردم: اى رسول خدا يك دانه خرما بمن بدهيد، يك دانه بمن داد و آن را خوردم دوباره عرضكردم: اى رسول خدا يك دانه ديگر بدهيد. حضرت دادند و من خوردم، و همين طور هر كدام را كه مىخوردم يكى ديگر مىطلبيدم تا اينكه هشت دانه بمن عطا فرمود، همه را خوردم و يكى ديگر طلبيدم، حضرت فرمود: تو را بس است.
پس بيدار شدم، چون صبح شد خدمت امام صادق ٧ رفتم و طبقى كه با يك حوله سر پوشيده بود در جلو حضرت قرار داشت، گويا همان طبقى بود كه