ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٧ - مجلس اول جلسه روز شنبه اول ماه مبارك رمضان سال ٤٠٤ در مدينة السلام، درب رباح، محله زيارين، منزل ضمرة ابو الحسن على بن محمد بن عبد الرحمن فارسى - عزتش پايدار باد - كه از نوشته خود ديكته فرموده است
را به بعضى از دوستان خودت كه رأيى محكم و عقلى پسنديده دارند بازگو كن.
آگاه باش كه من بنده خدا، و برادر رسول خدا، و نخستين كسى هستم كه او را تصديق نمودم، من هنگامى او را تصديق نمودم كه آدم هنوز در بين روان و تن بود، و از اين گذشته من نخستين كسى هستم در ميان امّت شما كه از روى صدق و حقيقت او را تصديق كردهام، پس مائيم گروه پيشينيان، و مائيم جماعت پسينيان (يعنى ما نخستين گروندگان به پيامبريم و نيز آخرين كسانى هستيم كه از وى جدا مىشويم، يا اينكه ما نخستين كسانى هستيم كه به دين رونق بخشيديم و بدان عمل نموديم، و آخرين كسانى هستيم كه دين بدست ما افتد و آن را انتشار خواهيم داد)، و ما خاصّان و خالصان رسول خدائيم اى حارث، و من برادر همدم و وصىّ و ولىّ و راز دار و صاحب اسرار اويم. به من فهم كتاب، و فصل خطاب (داورى به حق و سخن مشخصكننده حق از باطل) و علم گذشتهها، و علم سلسله اسباب و مسبّبات قضا و قدر الهى داده شده است، و هزار كليد از خزائن الهى به من سپرده شده كه هر كليد از آنها هزار در از مجهولات را مىگشايد، و هر درى به هزار در از عهد و پيمانها منتهى مىگردد. و از تمام اينها گذشته بعنوان تفضّل و بخشش به شب قدر تأييد و برگزيده گشتم و بدان مدد يافتم، و اين مقام تا آن زمان كه شب و روز در گردش است براى من و آن عدّه از فرزندانم كه حافظ و امين اسرار الهى هستند باقى است تا اينكه خدا وارث زمين و موجودات روى آن گردد (و حكومت و قدرت ظاهرى از آن خدا و اولياء او گردد). حارثا! تو را بشارت مىدهم كه در هنگام مرگ و عبور از پل دوزخ و كنار