ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٧١ - مجلس نوزدهم شنبه شب اول رمضان المبارك ٤٠٧
دو گونه است: خوبانشان بخاطر ميل و مسابقه در فضل و برترى مرتبت بر تو حسد بردند، و بدان آنان نيز حسد زشتى بر تو بردند كه خداوند بدان سبب اعمالشان را تباه و بىثمر ساخت و وزر وبالشان را سنگينتر نمود، و آنها به تساوى با تو بسنده نكردند بلكه خواستند بر تو پيش افتند، در نتيجه هدف از دسترس آنان دور گشت و مسابقه، آنان را از مرتبه اعتبار فرو افكند، و تو سزاوارترين فرد قريش به قريشيان هستى، پيامبرشان را در حال حيات يارى كردى، و پس از وفات وى حقوقى را كه بر عهده او بود پرداخت نمودى. بخدا سوگند اين سركشى آنان جز بزيان خودشان نخواهد انجاميد، و ما انصار و ياوران توئيم، پس هر امرى دارى بفرما. سپس اين اشعار را سرود: «همانا گروهى بر تو سر كشى كرده و نيرنگ زدند و تو را بكار زشتى چند عيبجوئى نمودند». «كه باندازه بال پشهاى بلكه عشر آن بال هم در تو وجود نداشت». «آنان نعمت بزرگى از خدا را در تو مشاهده كردند و نيز تو را بزرگمردى شناختند كه تمام گردان را بخاك مىافكند». «و تو را امامى يافتند كه تمامى كارها به وى ارجاع مىشود، و تو را بمنزله افسارى يافتند كه جلو افسار گسيختگى اسبان را مىگيرد». «و تو را حاكمى يافتند كه تمام شئون امامت در او جمع است، و مردى هاشمى كه پهناى گسترده سرزمين مكّه از آن اوست» «همه اينها بخاطر حسدى است نسبت بآن نعمتى كه از جانب خداوند