ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٩٠ - مجلس چهلم چهارشنبه ٢٤ رمضان المبارك ٤١١
نيكى و گناهان، و لباس و زيور و مركب، و خوراكى و نوشيدنى (اين نظام هستى خود نشانهاى است بر اينكه) در آسمان (پشت اين پرده) خبرى است، و نيز در زمين عبرتها و پندهائى است (از احوال گذشتگان). چرا مردم را مىبينم كه مىروند و بر نمىگردند؟ آيا بماندن در آنجا راضى شدهاند بنا بر اين ماندهاند، يا رها شدهاند و بخواب رفتهاند؟ قسّ بن ساعده بخدا سوگند ياد مىكند سوگندى نيك و درست كه گناهى در آن نيست كه بر روى زمين نزد خداوند دينى محبوبتر از دينى كه زمان آن فرا رسيده و روزگارش بشما نزديك گشته وجود ندارد، خوشا بحال كسى كه صاحب آن را دريابد و از او پيروى نمايد (يا با او بيعت كند)، و واى بر كسى كه او را دريابد و از وى جدائى گزيند.
سپس اين اشعار را گفت (ترجمه):
«در گذشتگان نخستين از قرون پيشين براى ما جاى عبرت است و بصيرت» «چون ديدم كه براى مرگ راههاى ورودى است و راه خروج ندارد».
«و ديدم قوم خود را از كوچك و بزرگ سوى آن مىروند».
و «آنكه در گذشته باز نگردد. و نيز از مردم و نسل گذشته كس نمانده[١]»
[١] در« مروج الذهب» اين گونه آمده:« آنكه رفته باز نمىگردد، و از باقيماندگان نيز كسى باقى نخواهد ماند» اين طور:« و لا يبقى من الباقين غابر».