ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٧٨ - مجلس سى و نهم شنبه ١٣ رمضان المبارك ٤١١
ايشان تا تندرستاند، در عجب و خود بينى غرقاند، و چون گرفتار آيند نوميد مىگردند. چون بسوى نعمت ميل كنند طغيان و زياده روى مىكنند، و چون نعمت بدستشان رسد خود را هلاك مىسازند. در پى آنچه كه يقين ندارند بدان مىرسند (خوشيهاى روزگار) مىروند، و در راه آنچه كه يقين دارند (نعمتهاى اخروى) قدم نمىگذارند. بآن مقدار از روزى كه برايشان تضمينى شده اطمينان ندارند، و بآنچه كه قسمت آنان گشته قانع نمىگردند.
پيش از آنكه بزحمت بيفتند ميلى بكار نيك پيدا نكنند، و براى دستيابى بآنچه ميل دارند خود را بزحمت نيندازند. اگر توانگر شوند مستى كنند، و چون تهيدست گردند نوميد مىشوند، و پيوسته فزونى مىطلبند هر چند سپاس آنچه را كه دارند بجاى نمىآورند، [براى مردم نسبت بآنچه كه فايدهاى برايشان ندارد خود را بزحمت مىافكنند] و آنچه را كه ناخوشايند است (يا آنچه را كه بيشتر حق خود ايشانست) در باره خود ضايع و تباه مىسازند. بجهت زشتيهاى گذشته مرگ را ناخوش مىدارند، و با اين حال در حيات خود دست از زشتى بر ندارند. چون شهوتى رو نمايد بگناه آلوده مىشوند سپس خواستار توبه مىگردند، و چون كار آخرتى پيش آيد آن را از خود دور مىسازند. در آنچه كه از خدا مىخواهند مبالغه مىنمايند، ولى در طاعت و پرستش كوتاه مىآيند.
بآسايش[١] خويش مىنازند، و در كردار خويش كم و كاست مىگذارند. در
[١] در متن عربى لفظ« طول» دارد، و ممكن است« قول» باشد كه با فراز بعد نزديكتر است:
بگفتار خويش مىنازند، و در ...