ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٥٠ - مجلس پنجم دوشنبه ١٧ شوال ٤٠٤
حوض كوثر افرادى از شما را كه بر من وارد مىشوند مىبينم، و همانا مردانى از دسترسى بمن ممنوع شوند. من گويم: پروردگار را يارانم، يارانم، خطاب رسد: تو نمىدانى كه اينان پس از تو چه كردند! اينان مرتّب به آئين اعقاب و پيشينيان خود بازگشتند (و از دين و آئين تو دست برداشتند).
٥- شقيق گويد: عبد الرّحمن بن عوف بر امّ سلمه همسر رسول خدا ٦ وارد شد و گفت: مادر جان مىترسم دارائى بسيار مرا هلاك سازد، و من از همه قريش داراترم! امّ سلمه گفت: پسرم انفاق كن، كه من از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: پارهاى از يارانم پس از آنكه از آنان جدا شدم هرگز مرا نبينند. عبد الرّحمن از نزد امّ سلمه بيرون رفت و در راه با عمر بن خطّاب برخورد نمود و آنچه امّ سلمه گفته بود براى او باز گفت. عمر با شتاب بنزد امّ سلمه آمد و گفت: مادرم من هم از آنانم؟ گفت: نمىدانم، و پس از تو نيز احدى را تبرئه نمىكنم[١].
[١] در نهايه ابن اثير« لن ابلى» آمده، يعنى: و پس از تو ديگر به كسى اين خبر را باز نگويم.