ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٤٢ - مجلس پانزدهم شنبه ٣ شعبان ٤٠٧
شركت جسته بود- برخاست و گفت: آيا اين كشتههائى كه در اطراف عائشه و طلحه و زبير ديده مىشود بنظر شما به چه دليل كشته شدهاند؟ امير المؤمنين ٧ فرمود: باين دليل كه شيعيان و كارگزاران مرا كشتند و نيز به سبب كشتن آن مرد- عبدى- رحمه اللَّه- را در ميان گروهى ديگر از مسلمانان كه گفتند: ما مثل شما پيمان نمىشكنيم و مانند شما خيانت نمىورزيم، و اينان بر آنها تاختند و با ظلم و ستم به قتلشان رساندند، من از ايشان خواستم كه قاتلين برادرانم را از ميان اين گروه به من تحويل دهند تا آنها را به قصاص آن كشتهها بكشم سپس كتاب خدا ميان من و ايشان حاكم باشد، امّا آنان نپذيرفتند، و با اينكه هنوز بيعت من و خون نزديك به هزار نفر از شيعيانم به گردنشان بود به جنگ با من برخاستند، و من بدين خاطر آنها را كشتم، آيا تو در اين زمينه ترديدى بدل دارى؟ گفت: قبلا ترديد داشتم و الان حقّ را شناختم و اشتباه آن گروه برايم روشن شد، راستى كه تو هدايت يافته و درست كارى.
سپس على ٧ آماده شد و كه از منبر فرود آيد، مردانى برخاستند تا سخن گويند ولى چون ديدند كه حضرت پائين آمده نشستند و ديگر حرفى نزدند.
ابو الكنود گويد: ابو برده با اينكه در جنگ صفّين حضور داشت با اين حال با امير المؤمنين ٧ منافقانه عمل مىكرد و با معاويه مكاتبات سرّى داشت،