ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٨٩ - مجلس چهلم چهارشنبه ٢٤ رمضان المبارك ٤١١
٧- ابن عبّاس گويد: چون وفد اياد (جمعيّتى از قبيله اياد براى اسلام آوردن) حضور پيامبر ٦ آمدند، حضرت بآنان فرمود: قسّ بن ساعده (يكى از حكيمان مشهور و از جمله كسانى است كه عمر دراز داشتهاند) چه مىكند؟
گفتند: يا رسول اللَّه وى در گذشته است، رسول خدا ٦ فرمود: خدا قسّ بن ساعده را رحمت كند گويا همين حال دارم باو مىنگرم كه در بازار عكاظ بر شترى اورق (شترى كه رنگ سفيد آن به سياهى مىزند و گوشت آن بسيار خوش خوراك است) سوار است و سخنى شيرين بزبان مىراند كه الان آن را در خاطر ندارم[١]. مردى از ميان آن قوم برخاست و عرض كرد: يا رسول اللَّه من آن را از حفظ دارم، در بازار عكاظ از او شنيدم كه مىگفت:
«اى مردم بشنويد و فرا گيريد و حفظ كنيد: هر كس زندگى كند مىميرد، و هر كس كه بميرد از دست مىرود، و هر چه آمدنى است خواهد آمد. شبى تاريك و آسمانى داراى برج و باروها، و درياهائى پر موج، و ستارگانى پر فروغ، و باران و گياه، و پدران و مادران، و رونده و آينده، و نور و تاريكى، و
[١] زيرا سخن او شامل اشعارى چند است كه حفظ آن براى آن حضرت چندان اهميت نداشته و از شأن آن حضرت نيز بدور بوده است.
تفصيل اين مطلب را در كتاب بخارج ١٥ ص ٢٢٩ بخوانيد.