ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٠٩ - مجلس بيست و سوم تاريخ مجلس ذكر نشده است
پاك مىگردد، و هيچ گناهى بر او باقى نمىماند.
اى مردم بندهاى نيست مگر اينكه ريسمانى چند بر او گره خورده است، پس چون دو سوّم از شب گذشت و ثلث ديگرش باقى ماند فرشتهاى نزد وى آيد و باو گويد: برخيز ياد خدا كن كه صبح نزديك شده است، پس اگر بجنبد و ياد خدا كند يك گره از وى باز شود، و اگر برخيزد، وضو بگيرد و مشغول نماز شود همه گرهها از وى باز گردد، تا اينكه با چشمى روشن و شادمان وارد صبح شود.
١٧- شعيب عقرقوفى گويد: بامام صادق ٧ عرض كردم: شنيدم از كسى كه از ابى ذرّ روايت مىكرد كه او مىگفت: سه چيز است كه مردم آنها را دشمن دارند و من دوست مىدارم: مرگ را دوست دارم، و فقر را دوست دارم، و بلا و گرفتارى را دوست دارم.
حضرت فرمود: اين مطلب آن طور نيست كه وى (راوى) فهميده است، منظور او از اينكه مرگ را دوست مىدارم اينست كه مرگ در اطاعت خدا نزد من از زندگى در معصيت خدا محبوبتر است، و بلا در طاعت خدا نزد من از سلامتى در معصيت خدا محبوبتر است، و فقر در طاعت خدا نزد من از ثروت در معصيت