ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٥٠ - مجلس بيست و ششم دوشنبه ٢ رمضان المبارك ٤٠٩
كه همچون كهكشان گسترده و نورانى بود».
«بحدّى مجاهده كردم كه من و همراهانم، احساس نمىكرديم كه ستاره سهيل كى طلوع و غروب مىكند».
«و رو به تقوا آوردم و از هيچ كافرى هراس نكردم، و هميشه ديگران را از آتش دوزخ ميهراساندم».
و ابو عبيده گويد: نابغه اعتقاد به على ٧ داشت، و پس از وفات رسول خدا ٦ در جنگ صفّين با امير المؤمنين ٧ شركت نمود. پس در يك شب بسيار سخت پياده شد و مىگفت:
«تمامى اهل كوه و بصره و مردم عراق مىدانند، كه على ٧ بزرگمرد نجيب آنجاست». «او سرورى بزرگوار و سپيد روى و درخشان چهره است، و مهر و صداق مادر او وى را بر ديگر زنان برترى و فزونى بخشيده بود».
«او گرامى ترين كسانى است كه كمر بميان بستهاند، (اى على) اين گروه بتو ستم نموده و هرگز هشيار نگشتهاند». «شما را پيشدستى و آنان را نيز پيشدستى و سبقتى است، و اين مطلب را همه اين ياران مىدانند».
«شما براه هدايت پيش رانديد، و آنها هم پيش راندند براهى كه پايان آن به بدست آوردن عراق نمىانجامد». «در ميان ملّتى كه عادت آن نفاق و دوروئى است»