ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٥٤ - مجلس هفدهم شنبه ١٧ شعبان ٤٠٧
داخل بهشت گردد. سوگند بآن كس كه جان محمّد بدست اوست عمل هيچ بندهاى باو سودى نرساند جز با شناخت و اعتقاد به ولايت ما.
٥- اسحاق بن عمّار گويد: از امام صادق ٧ در حالى كه كنار قبر رسول خدا ٦ ايستاده بود شنيدم كه گفت: از خدائى كه تو را برگزيد و انتخاب نمود و ويژه خود ساخت و هدايت فرمود، و نيز ديگران را بدست تو هدايت فرمود مىخواهم كه بر تو درود فرستد كه «همانا خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستند، اى كسانى كه ايمان آوردهايد بر او درود فرستيد و بطور شايستهاى بر وى سلام كنيد»[١].
٦- يونس بن يعقوب گويد: من در مدينه بودم، در يكى از كوچههاى آن امام صادق ٧ با من برخورد نمود و فرمود: يونس! زود برو كه مردى از ما خاندان در خانه منتظر است. من به در خانه رسيده ديدم عيسى بن عبد الله نشسته است، باو گفتم: شما كه هستى؟ گفت: مردى از اهل قم هستم. چيزى نگذشت كه امام صادق ٧ سوار بر چهار پائى آمد و همان طور سواره داخل منزل شد، و به ما رو كرد و
[١] احزاب ٥٦.