ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٧١ - مجلس هفتم شنبه ٢٢ شوال ٤٠٤
به على امير المؤمنين كرده، فرمود: آيا نمىپسندى كه منزلت تو نسبت بمن مانند منزلت هارون نسبت به موسى باشد با اين فرق كه پس از من پيامبرى نخواهد بود؟
على گفت: از خدا و رسولش راضى و خشنودم.
سپس سعد گفت: اين چهار منقبت، و اگر مايل باشيد منقبت پنجمى هم به شما باز گويم، گفتيم: البته كه مىخواهيم. گفت: در حجّة الوداع با رسول خدا ٦ بوديم، در راه بازگشت از مكّه در غدير خم فرود آمد و به جارچى خود فرمود جار زند: هر كس كه من مولا و صاحب اختيار اويم اين على نيز مولاى اوست، پروردگارا دوست او را دوست بدار، و دشمن او را دشمن باش، يار او را يارى نما، و از آن كس كه ياور او نيست يارى خود دريغ دار.
٣- حبّه عرنى، گويد: يك سال پيش از آنكه عثمان بن عفان كشته شود از حذيفة بن اليمان شنيدم مىگفت: گويا مىبينم كه گروهى مادر شما حميرا (عائشه) را بر شتر سوار نموده و پيش مىرانند، و شما هم اطراف و جوانب آن شتر را گرفتهايد، و قبيله ازد- كه خدا بدوزخشان برد- با او هستند، و بنو ضبّه-