ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٣٨ - مجلس سى و پنجم شنبه سوم رمضان المبارك ٤١٠
يارى رساندن به مسلمين را در خاطر داشتيد». سعيد بن عبيد بحترى از بنى بحتر برخاست و عرضكرد: اى امير مؤمنان پارهاى از مردم مىتوانند آنچه در دل دارند بر زبان برانند، و پارهاى نمىتوانند، آنچه در خود مىيابند با زبان بيان كنند، پس اگر در اين باره تكلّف ورزند بزحمت افتند، و اگر از آنچه در دل دارند لب فرو بندند اندوه و دلتنگى آنان را از پا در آورد، و بخدا سوگند كه من نمىتوانم آنچه در دل دارم با زبانم براى شما بازگو كنم، و ليكن- بخدا سوگند- مىكوشم تا براى شما باز گويم- و خداوند صاحب اختيار توفيق است.- امّا من همانا در پنهان و آشكار خير خواه و دلسوز توام، و در كنار تو در هر جبههاى به پيكار مىپردازم، و آنچنان حق را از آن تو مىدانم كه چنان حقّى را نه براى خلفاى پيش از تو و نه براى احدى از معاصرين تو امروزه اعتقاد ندارم، و اين بخاطر برترى تو در اسلام و خويشاوندى نزديك تو با رسول خداست، و هرگز از تو دست بر نمىدارم تا پيروزى شويم يا در حضورت بشهادت رسم.
امير المؤمنين ٧ باو فرمود: «خدا تو را رحمت كند، همانا زبانت آنچه در دل داشتى براى ما باز گفت: و از خداوند خواهانيم كه سلامتى روزيت كند، و بهشت را بتو پاداش دهد». تنى چند ديگر سخن گفتند و من جز سخن اين دو